به گزارش رصد صنعت، در شرایط عادی، تأمین متمرکز برق و سرویس‌های جانبی می‌تواند از منظر اقتصادی و عملیاتی مزیت‌هایی داشته باشد؛ اما شرایط بحران است که میزان تاب‌آوری و آسیب‌پذیری واقعی هر مدل تأمین انرژی را مشخص می‌کند.

 

تجربه جنگ و آسیب‌دیدن زیرساخت‌های یوتیلیتی نشان داد که وابستگی چندین مجتمع به یک مجموعه متمرکز برای تأمین برق و سرویس‌های جانبی، در صورت خروج آن از مدار، می‌تواند دامنه یک حادثه را به زنجیره‌ای از واحدهای تولیدی گسترش دهد.

 

از این منظر، نباید قطعی امروز برق مجتمع‌های پتروشیمی منطقه ویژه پارس را با این استدلال تحلیل کرد که «برق در گذشته که توسط شرکت‌های یوتیلیتی تأمین می‌شد، همیشه پایدار بوده است». پایداری در شرایط عادی، به‌تنهایی معیار مناسبی برای سنجش تاب‌آوری یک زیرساخت نیست.

 

پایداری یک سیستم در شرایط عادی، لزوماً به معنای تاب‌آوری آن در شرایط بحران نیست. ممکن است یک مدل تأمین انرژی در سال‌های فعالیت عادی عملکردی پایدار داشته باشد، اما اگر اختلال در زیرساخت متمرکز آن بتواند هم‌زمان چندین مجتمع را تحت تأثیر قرار دهد، وابستگی و تمرکز همچنان یک نقطه آسیب‌پذیر به شمار می‌رود.

 

خروج زیرساخت متمرکز یوتیلیتی از مدار در جریان جنگ نشان داد که وابستگی چندین مجتمع به یک منبع مشترک، در شرایط بحرانی می‌تواند ریسک توقف تولید را افزایش دهد. در چنین شرایطی، بخشی از مجتمع‌ها ناچار به استفاده از شبکه سراسری برق شدند؛ شبکه‌ای که خود با محدودیت‌های ناشی از ناترازی و کمبود ظرفیت مواجه است و نمی‌تواند در همه شرایط، برق مورد نیاز صنایع را تأمین کند.

 

به این ترتیب، وابستگی به یوتیلیتی متمرکز، در صورت از دست رفتن آن، می‌تواند مجتمع‌ها را به منبع دیگری وابسته کند که خود با محدودیت‌های تأمین مواجه است؛ زنجیره‌ای از وابستگی که در نهایت می‌تواند استمرار تولید را با چالش مواجه کند.

 

در چنین شرایطی، داشتن نیروگاه مستقل برای هر مجتمع پتروشیمی می‌تواند یک مزیت راهبردی محسوب شود. اگر هر مجتمع متناسب با نیاز خود از ظرفیت تولید برق مستقل برخوردار باشد، از مدار خارج شدن یک یوتیلیتی متمرکز لزوماً به توقف هم‌زمان چندین مجتمع منجر نخواهد شد و صنعت از یک منبع جایگزین برای حفظ حداقل سطح تولید برخوردار خواهد بود.

 

البته این رویکرد به معنای نفی یوتیلیتی‌های تخصصی یا حذف مدل‌های متمرکز نیست. مسئله اصلی، کاهش وابستگی مجتمع‌ها به یک منبع واحد است. یک مدل مطلوب باید بتواند در کنار مزیت‌های اقتصادی و فنی تأمین متمرکز، مسیرهای مستقل و پشتیبان نیز برای شرایط اضطراری داشته باشد.

 

اتفاق امروز می‌تواند یک درس بزرگ برای سیاست‌گذاری انرژی صنعت پتروشیمی باشد: در ارزیابی مدل تأمین یوتیلیتی، نباید فقط به عملکرد آن در روزهای عادی نگاه کرد؛ معیار اصلی باید این باشد که این مدل در روز بحران تا چه اندازه می‌تواند تولید را زنده نگه دارد.

 

صنعت پتروشیمی برای تداوم تولید، بیش از هر چیز به زیرساختی نیاز دارد که نه‌فقط پایدار، بلکه تاب‌آور، چندلایه و دارای منابع مستقل تأمین انرژی باشد.