به گزارش پایگاه خبری رصد صنعت، پرونده پرحاشیه هلدینگ خلیج فارس حالا وارد فاز تعیینتکلیف شده؛ جایی که بعد از هفتهها کشمکش، سیگنال سیاسی نهایی از سوی پاستور مخابره شد. برکناری محمد شریعتمداری و انتصاب حسن عباسزاده، از ابتدا یک تصمیم روشن بود، اما آنچه این روند را به بحران کشاند، مقاومت کمسابقه در برابر اجرای همین تصمیم بود.
شریعتمداری در این مدت با ادامه حضور در جایگاه مدیریتی و تلاش برای ایجاد فشار بر تصمیمگیران، درصدد تغییر مسیر تحولات و بازگرداندن شرایط به وضعیت پیشین بود؛ اما این رویکرد نهتنها نتیجهای به همراه نداشت، بلکه با افزایش تنشها، به استعفای دستهجمعی هیئت رئیسه صندوقهای بازنشستگی صنعت نفت انجامید.
نقطه عطف ماجرا اما امروز رقم خورد؛ جایی که رئیسجمهور پس از هفتهها سکوت، به وزارت نفت رفت و از عملکرد این وزارتخانه تقدیر کرد. این حضور، در فضای فعلی، چیزی فراتر از یک بازدید تشریفاتی است؛ یک اعلام موضع صریح در حمایت از وزیر نفت و تأیید مسیر طیشده است.
آنچه در هلدینگ خلیج فارس رخ داد، صرفاً یک جابهجایی مدیریتی نبود؛ یک آزمون برای سنجش میزان پایبندی به تصمیمات رسمی بود. آزمونی که دستکم تا اینجا، نشان داده در برابر فشار، عقبنشینی در کار نیست.
شریعتمداری در این ماجرا نهتنها نتوانست جایگاه از دسترفته را حفظ کند، بلکه سرمایه اعتباری چندینساله خود را نیز به خطر انداخت. مدیری که سالها با عنوان تجربه و سابقه شناخته میشد، با یک تصمیم پرهزینه و اصرار بر مسیری که پایان آن از ابتدا قابل پیشبینی بود، تصویری متفاوت از خود به جا گذاشت.
به نظر میرسد اعتماد به برخی مشورتهای نادرست و دلبستن به راهکارهایی که پشتوانه واقعی نداشت، او را به مسیری برد که نتیجهای جز فرسایش اعتبار مدیریتیاش نداشت. شریعتمداری با تکیه بر «طناب پوسیده» اطرافیانی که وعده تغییر معادلات را میدادند، وارد بازیای شد که نهتنها به تثبیت موقعیتش منجر نشد، بلکه هزینهای سنگین برای اعتبار حرفهای او به همراه داشت.
در نهایت، آنچه باقی ماند نه تصویر یک مدیر قدرتمند در حال دفاع از جایگاه خود، بلکه نمونهای از مدیری است که در یک تصمیم اشتباه، بخش مهمی از سرمایه اجتماعی و حرفهای خود را قربانی یک مقاومت بیحاصل کرد.